تبلیغات
اگهی _ خبر _ ویژه نامه - علی داداشی بگذارید سکوت کنم
 

علی داداشی بگذارید سکوت کنم

نوشته شده توسط :شیرین مرادی کوچی
شنبه 23 مهر 1390-11:56 ق.ظ

علی داداشی: بگذارید سکوت کنم !

حضور در جمعی که روزگاری زنده یاد روح الله دادشی را نیز در دل خود داشت، بیشتر از همه برای برادر او دشوار است اما علی داداشی می داند که دیر یا زود باید با این حقیقت کنار بیاید...دقایقی در حین تمرین، پای حرف‌های او نشستیم.

به گزارش «24»، مرگ ناگهانی روح الله داداشی قویترین مرد ایران برای دوستان او که هر روز هفته در کنارش با گوی و کنده و لاستیک و کلی آهن سرد سرو کله می زدند، به مثابه شوکی بزرگ بود اما آنها حالا به این حقیقت که باید بدون روح الله کارشان را دنبال کنند رسیده اند، برعکس علی داداشی که هنوز فراق برادر را باور نکرده است و می گوید: بدون او هر لحظه از زندگی برایم مثل شکنجه است و ...

اینجا منطقه حصارک است، جایی که اهالی آن هنوز در شوک از دست دادن قهرمان خود هستند و پشت برخی ماشین ها و شیشه مغازه ها هنوز عکس هایی از روح الله دیده می شود، ورزشگاه معروف خیابان برزنت محل تمرین قویترین مردان است که زیر نظر علی داداشی سه روز در هفته به تمرینات سخت و نفسگیر می پردازند.

در انتهای این ورزشگاه و در کنار محوطه ای خاکی که با کمترین امکانات پذیرای شاگردان علی داداشی است، سوله ای کوچک پر از وسایل تمرین ویژه قویترین مردان به چشم می خورد؛ از لاستیک های بزرگ گرفته تا چمدان و کنده و گوی و...

علی داداشی به خبرنگار «24» می گوید: امکانات ما همین است که می بینید، مرحوم برادرم با همین امکانات کم قویترین مرد ایران شد و...

اجاره هر ماه این سوله 2 میلیون تومان است و 15،16 نفری که در این رشته فعالیت می کنند سه روز در هفته در آن حاضر می شوند که برخی از آنها شهرستانی هستند.

گرچه این محل بعد از مرگ روح الله برای تمرینات در نظر گرفته شده و آن مرحوم در جای دیگری با این وسایل کار می کرد اما فضای سنگین ناشی از آن اتفاق تلخ بر این سوله کوچک نیز حاکم است.

«روح الله که رفت دیگر دلش را نداشتم در محل قبلی به بچه ها تمرین بدهم و به همین دلیل وسایل مان را به این محل که می بینید انتقال دادیم و البته هنوز تعدادی از وسایل را نیاورده ایم.»

از علی داداشی می پرسم که آیا انگیزه ای برای ادامه کار دارد؟

« انگیزه که نه! بعد از مرگ برادرم روزی صد بار آرزوی مردن می کنم اما این خواسته روح الله بود که چراغ این تمرینات همیشه روشن باشد؛ من مطمئنم که او الان اینجا است و ما را زیر نظر دارد.»

تمرین امروز به حرکت دادن لاستیک 300 کیلویی در زمین آسفالتی روبروی سوله اختصاص دارد که ورزشکاران با لباس های خاکی و بدن های باند پیچی شده یکی یکی این کار را انجام می دهند و داداشی نیز با دقت رکوردهای آنها را ثبت و گهگاه نکاتی را به آنها گوشزد می کند.

برادر مرحوم روح الله داداشی در پاسخ به این سوال ما که طی روزهای مربیگری اش ورزشکاری در سطح آن مرحوم دیده است می گوید: «انشاالله این بچه ها در آینده راه برادرم را می روند و موفق می شوند اما من در تمام عمرم کسی مثل روح الله را ندیدم؛ در آخرین مسابقاتی که شرکت داشت، در یک آیتم بدون بند لیفت و با دست هایی که زخم شده بودند و خونریزی داشتند رکورد زد.»

علی داداشی درباره جوسازی های برخی رسانه های خارجی بعد از  اعدام قاتل برادرش گفت:« خیلی حرفها در دلم هست اما بگذارید سکوت کنم.»

وی در ادامه به مشکی پوش بودن خود اشاره کرد و گفت:« می خواستم تا آخر عمر مشکی بپوشم و می بینید که هنوز هم لباس سیاهم را درنیاورده ام اما روح الله به خواب یکی از دوستان آمده و گفته به علی بگویید لباس مشکی اش را درآورد.»

علی داداشی در انتها به مردم و لطف آنها به قهرمانان شان اشاره می کند و می گوید: «مردم و مسوولان به ما لطف داشتند البته ما الان توقعی از مسئولان نداریم و مردم هم که در همه حال قدرشناسی خود را ثابت کرده اند. شاید باور نکنید اما در سراسر ایران حدود 900 مراسم یادبود برای روح الله در مناطق دور و نزدیک و در شهرها و روستاها گرفتند که بنده در 120 تا مراسم خودم حضور داشتم که جا دارد بازهم از مردم ایران تشکر کنم.»





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox